حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
14
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
و أمير السيّد أطال اللّه بقآئه اين معنى از أجداد و كلاله « 1 » ، به ميراث بذو نرسيده است ، بلك از پذر يافته است ، سبب آنك ركن الدّوله « 2 » رضى اللّه عنه كه پذر اوست ، آن كسى است كه متوطّنان و ساكنان بلاد ، از إما و عباد « 3 » را به حسن سيرت ، و جميل معدلت ، جهل و پنج سال محافظت نمود ، و شفقت و معدلت افزوده ، و در آخر عمر به شهر اصفاهان ، في سنه خمس و ستّين و ثلثمائه « 4 » ، فرزندان خود را از جوانب طلب نمود ، و ميان ايشان به عهد و ميثاق پيوند كرد ، و بانواع نصيحت ، و تربيت فرمود به حسن ائتلاف و اجتماع ، و فرمود كه در رأى و تدبير ، و موافقت و متابعت يكديكر ، كلمهء واحده باشند ، و از مخالفت و نفاق ، و شقاق و خلاف محتزر و مجتنب « 5 » . جون ركن الدّوله بجوار حقّ پيوست ، شيطان لعين ميان فخر الدّوله و فلك الامّة حرّس اللّه دولته و مهجته و ميان براذران او مخالفت پيذا كرد ، و هر يكى را بر قهر و قمع آن ديكر ، إغرا « 6 » كرد و اغوا نمود . چون اين صورت ميان ايشان دست داد ؛ فخر الدّوله از ايشان كناره كرفت ، و دورى جست ، و بر خذآىء عزّ و جلّ توكّل كرد ، و امور و مهمّات خويش بذو مفوّض كردانيد ، تا لا جرم حقّ عزّ اسمه آنج فخر الدّوله از آن خآئف و ترسان بود ، ازو به كفايت « 7 » كرد ، و او را بعنايت و هدايت و توفيق خود مخصوص كردانيد ، و بذين حسن صنيع
--> ( 1 ) . تمامى نزديكان نسبى - به جز پدر و فرزند - را كلاله گويند ، و به روايتى تمام منسوبين از سوى مادر را گويند . ( 2 ) . أبو على حسن بن بويه بن فنا خسرو ، ملقّب به ركن الدولة از پادشاهان آل بويه ، او برادر معزّ الدوله ، و پدر عضد الدولة است ، و در سال 366 ه درگذشت . ( 3 ) . اماء : كنيزكان ، عباد : جمع عبد ، بندگان و بردگان . ( 4 ) . سال 365 هجرى . ( 5 ) . دورى گزيدن . ( 6 ) . فريفتن . ( 7 ) . دور ساختن .